دنیای پر خاطره فرش سه کله افشاری
در تار و پود نخنمای ریس هایش ، رد پای مادرم ، لم دادن پدرم ، انگشتان فرورفته در تغار قاتق بنه برادر و خواهرم ، قلیان کشیدن گلنسا همسایه بالا سرم ، صدای ژانی دالر رادیو و کشیدن جاروی نمناک مرغی و کاسه سکنجبن و کاهو خوردنم و پهن شدنش کنار حوض هشتی و شورباقله خوردنم و... خیلی دیگر خاطره ها را می بینم.
روزها باد و شب ها برق و زمان به سرعت برق و باد گذشته اند ولی قالی سه کله افشاری نخنمای مادرم که سنش شاید به 60 برسد ، را پهن کرده ام ، انگاری پستوی ذهن و یادهایم را در خانه پهن کرده باشم.
برتار و پود قالی سه کله افشاری نخنما می نشینم و خودم را به خاطرات این قالی می سپارم:
رادیوی 5 موج تلفن کن را روشن می کنم ،لحظاتی منتظر می مانم تا گرم شود.
اینجا ایران است رادیو تهران ، هموطنان عزیز توجه فرمایید: موفقیت درخشان و ثمربخش ارتش دلیر ایران در سحرگاه نهم آذرماه 1350 و برگردانیدن جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک که در قرون متمادی جزو لاینفک کشور عزیزمان بوده و مدت کوتاهی دست غارتگر استعمار به سوی آن دراز بوده است ، بار دیگر به مام میهن برگشت، این موفقیت ملی را به همه هموطنان عزیز تبریک می گوییم.
5 سنگ ریزه گرد را روی فرش می ریزم و با خودم سنگ شیشو بازی می کنم ،یک بردار ، دو بردار ، سه بردار ، چهار بردار ، پنج، ، سرش ، بنش ، شد غنچ
صدایی می گوید : سنگ هایت را جمع کن ، صدای مادرم هست ،سفره را پهن می کند ، بوی نانی که صغری امروز برایمان پخته است ،من را وسوسه می کند که وسط آن را یواشکی جدا کنم و تا آمدن تغار قاتق بنه بلنبانم، مادرم می گوید: باز تو وسط نان را خوردی.
صدایی می گوید : حمید نان در منزل نداریم ، صدای همسرم هست که از قالی افشاریش خاطره هایی دیگر دارد.
قالی سه کله افشاری نخنمای من ، خاطرات پهن شده من هست .حمید هرندی
به کتاب هایمان احترام بگذاریم...ما را در سایت به کتاب هایمان احترام بگذاریم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74